چند هفته پیش وقتی از من خواستند در یک جلسه زوم حضور داشته باشم، اولین پاسخی که به ذهنم رسید این بود: «وقت ندارم.» ولی واقعیت این بود که میتوانستم این رویداد را در جدول برنامههای کاریام بگنجانم و به خودم یادآوری کنم که به لحاظ کمبود وقت در مضیقه نیستم.
من هم مثل بیشتر افراد فکر میکردم زمان محدودی دارم. بااینحال همه ما این توانایی را داریم که چیزهایی را از فهرست کارهایی که باید انجام دهیم خط بزنیم. شما هم بهاحتمال زیاد حس میکنید که زمان کافی برای انجام کارهایتان را ندارید و همیشه برای انجام آنها تحت فشار هستید.
بهطور خلاصه اگر بخواهم بگویم، شما دچار کمبود وقت نیستید، فقط به خودتان اینطور قبولاندهاید که به خاطر هشت دلیل زیر تحت فشار زمانی هستید.
۱. بودجه زمانی خودتان را نساختهاید و به آن وفادار نیستید
زمان شما مثل منابع مالیتان، منبعی ارزشمند و نیازمند مدیریت است. اگر شما دست بهکار خلق زمان نمیزنید و فقط به بودجه محدود خودتان چسبیدهاید پس شما زمان کافی برای چیزهای مهم نخواهید داشت و حتی بدتر اینکه ممکن است خودتان را زیر بار قرض ببینید.
برای نمونه اگر شما ۶۰ ساعت در هفته کار میکنید معنایش این است که آنقدرها که باید زمان خالی ندارید. این کار به این معناست که شما زمان مهمی را که باید با افراد نزدیک و عزیزی بگذارنید، قربانی میکنید. حتی ممکن است که سلامت و رفاه خودتان را به خطر بیندازید.

بهطور خلاصه بودجه زمانی شما، دستورالعملی برای کمک به شما است تا زمانتان را طوری بگذارنید که دلتان میخواهد. روشن است که این زمان شامل کارهایی است که لزوما انجام همه آنها شما را سر ذوق نمیآورد ولی نکته این است که داشتن یک بودجه زمانی به شما کمک میکند تا زمانتان را به شکلی خردمندانه و با دقت و توجه بیشتری مدیریت کنید.
برای شروع خوب است که مشخص کنید که چه چیزهایی در زندگی شما حائز اهمیت است. اغلب این موارد شامل روابط شما، سلامت و حرفه شما میشود. با دانستن این، شما هفته کاری خود را روی فعالیتهایی سپری میکنید که شما را به اهدافتان نزدیکتر میکند و در زمانهای آزاد ممکن است وقت خود را صرف ورزش یا خانواده خود کنید.
شما چطور میتوانید به بودجه خودتان وفادار بمانید؟ یک برنامه کامپیوتری و شناخت محدودیتها بسیار مهم هستند زیرا اگر فعالیتی را در برنامه خود آورده باشید، راحتتر میتوانید بر محدودیتهایتان غلبه کنید.
۲. دنبال کنترل هستید
زمانی که ما میگوییم که فردی زمان بیشتری دارد، منظورمان این نیست که مثلا روز او شامل ۲۵ ساعت میشود بلکه منظور ما این است که این فرد محدودیتهای کمتر و انتخابهای بیشتری برای انتخاب زمانش دارد. یعنی او قدرت و اختیار بیشتری بر زمانش دارد و چرا چنین برداشتی داریم زیرا ما قدرت انتخاب را با کنترل برابر میدانیم.
غریزه بقای به ما میگوید اگر ما بتوانیم کنترل داشته باشیم، باقی میمانیم. این ناخودآگاه قدرتمند ماست که از ما میخواهید به دنبال کنترل باشیم و این تمایل برای کنترل است که ما را وامیدارد تا به دنبال انتخاب کردن باشیم.
۳. به افسانه چندکارگی باور دارید
وقتی من درباره چندکارگی یا multitasking صحبت میکنم منظورم آن کارهایی نیستند که ما در حالت خودکار یا در زمینه انجام میدهیم. برای مثال شما ممکن است که کارهای شستوشو یا شستن ظرفها را انجام دهید درحالیکه دارید به یک پادکست گوش میدهید. مثال دیگر این است که به پیادهروی میروید و همزمان با تلفن همراهتان صحبت میکنید.
چیزهایی که من به آنها بهعنوان چندکارگی نگاه میکنم، کارهایی است که توجه کامل شما نیاز دارد. مثلا اینکه شما دارید کارهای مالیاتی خودتان را انجام میدهید و همزمان دستورکار جلسه فردا را هم مینویسید. علت مردود دانستن چندکارگی این است که مغز طوری تنظیم شده است که همزمان بتواند بر یک کار در زمان واحد متمرکز شود.
همچنین مشخص شده است که چندکارگی میتواند شما را کُند کند زیرا احتمال خطا هنگام انجام چندکار بیشتر است. راه حل چیست؟ بسیار ساده، در هر زمان یک کار را انجام دهید و یک کاره باشید.

۴. افتادن به دام به تضادها به جای علایق
محققان نشان میدهند افرادی که مشتاق هستند و فعالیت هایی را انجام میدهند که برایشان مهم است، عجله و شتاب ندارند. دلیل این کار چیست؟ زیرا این روش از ایجاد تداخلهای درونی اجتناب میکند. کارمندانی که به کارشان اشتیاق ندارند میگویند که اهدافشان را با یکدیگر مقایسه میکنند و برای جلب توجه و صرف زمان درباره هر کدام از آنها دچار تردید میشوند درحالیکه کارکنان مشتاق کاملا متفاوت هستند، آنها اهداف خود را در پشتیبانی یکدیگر میبینند.
فشار زمان فقط مرتبط به فعالیتهای لذتبخش نیست، بلکه همچنین درباره این است که چقدر این فعالیتها با یکدیگر هماهنگاند.
شما چطور میتوانید این امر را در زندگی خودتان به کار بگیرید؟ خب، درست و غلطی در این زمینه وجود ندارد اما شما قطعا باید ذهنیتی هماهنگ داشته باشید. درعوض، اولویت و فعالیتهایی را برنامهریزی کنید که از آنها لذت میبرید و آنها را ارضا کننده مییابید.
اگر همچنان احساس سرگشتگی میکنید دو راه ساده برای مداخله وجود دارد. اول آنکه نفس عمیق بکشید بهگونهای که هر تنفس(دم بهعلاوه بازدم) ۱۱ ثانیه طول بکشد. دوم آنکه هیجان را جایگزین اضطراب کنید.
۵. فراز و فرودها را در نظر نگرفتهاید
آیا تابهحال در مسابقه ماراتن شرکت کردهاید؟ اگر پاسختان مثبت است حتما آموزشهایی در این زمینه دیدهاید و با اصطلاح فارتلک (Fartlek) آشنا هستید. فارتلک یک اصطلاح سوئدی به معنای «بازی سرعت» است، نوعی آموزش مدیریت فاصلههای زمانی، بین زمانهایی با سرعت بالا و حرکات کُند برای افزایش سرعت و تحمل.
البته این روش به شما پیشنهاد میدهد که رفتن و دویدن روی تپهها را به برنامه خود اضافه کنید. اما این مطلب چه ربطی به مدیریت زمان دارد؟ خب، درست مانند افزایش سرعت و استقامت، شما همچنین نیاز دارید خودتان را به چالش بکشید. برای مثال یاد بگیرید چگونه تمرکز خود را در هجوم افکاری که فکر شما را مغشوش میکند، بالا ببرید. هر دوی این موارد به نظم، تمرین و توازن میان آنها و توقفها نیاز دارد.
یکباره سروقت تپهها و بلندیها نروید بلکه این کار را به تدریج انجام دهید. بعد از مطرح شدن همه این موارد دلتان نمیخواهد که قبل از ورود به مسابقه، همه انرژیتان را تحلیل ببرید.
۶. آیا این کار را انجام میدهید؟
لورا وندرکام در فصلی از کتاب مدیریت زمان خود میگوید که ما همیشه به آنچه میخواهیم انجام دهیم، بله میگوییم. وندرکام درجایی میگوید: «بااینحال بیشتر مردم احساس بسیار مبهمی درباره ارزش فرصتها دارند. زمانی که فردی از شما درباره انجام دادن چیزی در آینده دور میپرسد، ممکن است شما به تقویم خود نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که به احتمال زیاد آن را انجام خواهید داد.»
اما او اضافه میکند که این یک توهم است. دلیل او برای توضیح این امر این است که آینده شما به احتمال زیاد شباهت و شلوغی مشابهی با وضعیت اکنون شما دارد. بنابراین شما فقط اکنون را برای ایجاد تعهد و صرف وقت و انرژی خواهید داشت.
پیشنهاد زیمگ: مهمترین مهارتهای نرم در سال 2021
پیشنهاد او این است که با توجه به مشغولیت کنونی از خودتان بپرسید که آیا تمایل دارید که کاری را به فردا واگذار کنید یا خیر. اگر پاسخ شما بله است پس پاسخ درست بله است و اگر پاسخ شما منفی است، این پاسخ برای آینده هم معتبر است. هرچه نسبت به بله خودتان آگاهتر باشید، برای باز کردن فضا در جهت انجام کار هم قدرت اعمال بیشتری خواهید داشت.
۷. بیش از حد روی پول متمرکز هستید
جای تردید نیست که شما برای بقا به پول احتیاج دارید و حتی برای بهرهگیری از چیزهای مورد علاقهتان هم به آن احتیاج دارید. ولی جالب اینجا است که محققان دانشگاه تورنتو و دانشگاه استنفورد بر این باورند که افراد دارای درآمد بالا احساس کمبود وقت بیشتری روبهرو هستند. طبق توضیحاتی که در مجله اکونومیست آمده است: «از آنجایی که ساعتها به لحاظ مالی ارزیابی میشوند، مردم نگرانی بیشتری درباره اتلاف وقت، ذخیره وقت و سودآوری وقت دارند. زمانی که اوضاع اقتصادی رشد مییابد و درآمدها بالا میرود، زمان هم ارزشمندتر میشود و هرچه چیزی ارزشمندتر میشود، نایابتر هم به نظر میرسد.»
علاوه براین، این محققان دریافتند که تصور ثروت هم میتواند سبب شود که شما وقت کافی ندارید. بنابراین درحالیکه شما مطمئنا باید زندگی راحتی برای خود ایجاد کنید، شما نیاز ندارید که همه فکر و ذکر خودتان را به آن معطوف کنید.
۸. گرفتار بودن مد شده است
روانشناسان معتقدند که اگر طوری رفتار کنید که مشتریانتان فکر کنند که نمیتوان آدمی مشغولتر از شما پیدا کرد، این فکر را در ذهن آنها ایجاد میشود که شما فردی شایسته، باهوش، موفق و تحسین شده هستید تا حدی که میتوان به شما غبطه خورد.
شاید این اظهارنظر صریح برای عدهای غریب به نظر برسد اما واقعیت این است که شما نمیتوانید از هر لحظه روزتان بهترین استفاده را بکنید. در عوض زمان با ارزشتان را صرف پروژهها و افرادی کنید که واقعا برای شما اهمیت دارند. علاوه براین از افتادن در تله همیشه مشغول بودن بپرهیزید و از بودن با خودتان لذت ببرید. زندگی بسیار کوتاه است که همه آن را در محدوده حرکت عقربههای ساعت بگذرانید. برخی مواقع شما نیاز دارید تا سرعتتان را کاهش دهید و کمی لذت ببرید.
منبع : The Ladder




