۱۴۰۴ اسفند ۱۴
پنجشنبه
ششمین روز جنگ است و جنون و خشم کور همه جا زبانه میکشد.
دیروز با همکاری صحبت کردم و حالش را پرسیدم.
گفت: ازین بهتر نمیشوم.
پاسخی که داد، دلم را ریش کرد.
اصطلاحی در زبان انگلیسی است تحت عنوان pyromania به معنای کسی که لذتی جنون آمیز از برافروختن آتش میبرد، این کلمه به خوبی رسانای حال و هوای روزگار ماست.
چشمانی که از برافروختن آتش و تماشای افتادن بمب و موشکی خوشحال میشوند، مهم نیست در کدام جبهه هستند که جبههها شکر خدا زیاد است.
اما نتیجه چنین جنونی جز ویرانی چیزی نیست.
و حالا به خوبی متوجه شده ام آنانی که بر طبل جنگ میکوبند، خود مکانی امن دارند.
دریغ و درد که ایرانمان در حال ویرانی است. مردم را به جان هم میاندازند و بازار خشم کور را داغ میکنند که بزنید، بکشید، خراب کنسد، خون بریزید و جز اندوه و پشیمانی چیزی برایمان باقی نمیگذارند.
از آنچه میترسیدیم به سرمان آمد، عاقبت زمین سوخته شدن، عراق و افغانستان شدن.
همواره در میانه همه جنونها عقلایی هستند که آگاهانه از جهل و تعصب مردم بهره میبرند. خشم کور فقط برای نادانان است.
و کاش که آگاهی به این منطقه پرآشوب که سرنوشتش به باورهای آخرالزمانی گره زده، سری بزند.
خدا و همه معتقدات قصدشان روشنگری بود و بشر از هر چه مایه روشنگری بود بهانهای ساخت تا در جهل و تعصب باقی بماند…
خدایا این لذت تماشای انفجار را از ما بستان.




