مساله یا راه‌حل؟ استارتاپ‌ها بیشتر به کدام توجه دارند؟

آیا تابه‌حال با محصول یا خدماتی مواجه شده‌اید که از خودتان بپرسید این دیگر چیست و چه کسی طالب چنین چیزی است؟ برای من این اتفاق زمانی می‌افتد که با وب‌سایت‌هایی که از حیوانات خانگی شما در مواقع اضطراری (حتی آخرالزمانی) محافظت می‌کنند یا ماهی قرمز شما را به پیاده‌روی می‌برند، روبه‌رو می‌شوم!

به‌تازگی در برنامه‌ای برای راه‌اندازی کسب‌وکارها در بالی شرکت کردم، معلم‌هایم در حال صحبت کردن با یکدیگر بودند که ناگهان چیزی ذهن مرا به خودش مشغول کرد. چیزی که برای من جذاب بود تفاوت دیدگاه‌های آن‌ها در مورد یک موضوع مشخص بود. آن‌ها داشتند درباره اپلیکیشین جدیدی صحبت می‌کردند که درباره‌اش شنیده بودند. یکی از آن‌ها گفت: «درسته، این همان چیزیه که من دوست دارم بهش بگم: پیدا کردن راه‌حل برای یک مشکل.» من با خودم گفتم: «آها» و نکته جالبی توجهم را جلب کرد زیرا همان نکته‌ای بود که از زمان شروع مدیریتم در شرکت شیک (CHIC) شاهد آن بودم. طی سال‌ها بسیار دیده‌ام که افراد به دنبال راه‌حل‌ها هستند و کمتر به خود مشکل فکر می‌کنند.

اشتیاقتان را با مسئله هم سو کنید

شاید باورش سخت باشد اما این ایده را در ذهن ما جای داده‌اند که ما باید به سراغ چیزهایی برویم که شوق و علاقه زیادی نسبت به آن احساس می‌کنیم بدون این‌که در نظر بگیریم که چه کسی آن را می‌خواهد یا حاضر است برای آن هزینه کند. این همان چیزی است که اریک ریس، هنگام نوشتن کتاب نوپای آپ ناب (The lean Startup) درباره‌اش فکر می‌کرد.

کتاب Lean Startup با عنوان نوپای ناب توسط مرکز کارآفرینی ستکا به بازار عرضه شده است. البته ترجمه‌ی دیگری هم از این کتاب استارتاپ ناب هم با عنوان قدرت خلق کسب و کار نوپا توسط فرخ بافنده انجام شده و به همت نشر پندار تابان به بازار عرضه شده است.

نظر مشتریان درباره ایده تجاری شما، شاه‌کلیدی است که شما را در برابر همه «راه‌حل‌هایی که مساله هیچ کسی نیست»، بیمه می‌کند!

بنابراین باید از خودمان بپرسیم؟ من می‌خواهم به چه نیاز ضروری‌ای پاسخ دهم؟ من می‌خواهم چه مشکلی را حل می‌کنم؟

شما نیازمند هستید که کارتان را با مساله شروع کنید نه راه‌حل.

ما کسب‌وکارهایمان را به وجود می‌آوریم تا مسائل را حل کنیم، شغل ایجاد کنیم، پول دربیاوریم، چیز جدیدی بسازیم و تأثیرات جدیدی به وجود آوریم و البته به دیگران کمک کنیم. من مطمئن نیستم چقدر بیرون بردن ماهی قرمز، گره از کار چه کسی باز کند؟!

طی سال‌های گذشته به‌واقع دیده و شنیده‌ام که بیشتر افراد، علاقه‌مند به پیدا کردن راه‌حل هستند بیش و پیش از آنکه به خود مساله فکر کنند و به همین دلیل است که وب‌سایت‌ها و نمونه‌هایی ساخته می‌شوند که متأسفانه بازار و نیازی برای آن‌ها وجود ندارد.

42 درصد از کسب‌وکارها محکوم به شکست هستند زیرا « بازار نیازی به آن‌ها ندارد. »

کسب‌وکارها همیشه با یک مشکل شروع کنید نه با شوق و اشتیاق خودتان. می‌دانم از همه منابع و رهبران کسب‌وکار شنیده‌اید که عشق و شوق درونی‌تان را دنبال کنید. من هم با آن‌ها موافقم اما نه زمانی که می‌خواهید به سراغ کسب‌وکار خودتان بروید. برای شروع کسب‌وکار، به سراغ مشکل بروید. اگر نسبت به این مشکل علاقه‌مند هستید، چه بهتر. همه برگ‌های برنده پیش شما است.

اگر شما چیزهایی مانند این می‌گویید: «می‌خواهم الف را به وجود بیاوریم تا کار ب را انجام دهد»، پس به نکته کلیدی توجهی ندارید. اگر شما چیزهایی مانند این می‌گویید: «از طریق ایجاد الف می‌خواهم ب را انجام دهم و مشکل پ را حل کنم.» آن موقع است که در مسیر درستی در حال حرکت هستید.

مساله همیشه سر جای خودش هست، این راه‌حل است که باید قابل‌انعطاف باشد. برای نمونه در دهه ۹۰ می‌خواستم با دوستانم عکس بگیرم برای همین از یک دوربین ساده کامپکت استفاده می‌کردم. یک دهه بعد مساله من این بود که می‌خواستم با دوستانم عکس بگیرم و بنابراین از دوربین دیجیتال استفاده می‌کردم. یک دهه بعد، مساله من این بود که می‌خواستم با دوستانم عکس بگیرم و از دوربین موبایلم استفاده کردم.

پشنهاد زیمگ

پنج روش برای تقویت برند شخصی

همیشه با مساله شروع کنید نه با راه‌حل. مساله را اصل قرار دهید و به دنبال راه‌حل‌های خلاقانه برای حل آن بگردید. با رشد کسب‌وکارتان، راه‌حل شما ممکن است تغییر کند اما مساله همچنان در جای خود باقی است. این همان چیزی است که کسب‌وکارتان را تازه نگاه می‌دارد.

  • زمانی که اول به دنبال راه‌حل می‌گردید، همه سعی خود را صرف متقاعد کردن مردم نسبت به نیاز به محصول یا خدماتتان می‌کنید.
  • زمانی که اول به دنبال راه‌حل می‌گردید، شما واقعاً نوآوری نمی‌کنید.
  • زمانی که با یک مشکل یا مساله شروع می‌کنید، این آزادی و فضا را دارید تا چندین راه‌کار را ایجاد کنید.
  • زمانی که با مشکل یا مساله شروع می‌کنید، این فرصت را دارید تا واقعاً خلاقانه عمل کنید.

نگاهی جدی و عمقی به کسب‌وکار یا ایده‌تان بیندازید. آیا مساله‌ای که در حال حل آن هستید، مساله اصلی کسب‌وکار شما است؟ اول مساله را پیدا کنید، سپس از فضای وسیعی که برای خلق راه‌حل فراهم می‌شود، بهره ببرید.

منبع: FORBES

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا می‌دانستید می‌توانید یک جلسهٔ رایگان کوچینگ نویسندگی را تجربه کنید؟

ایمیل خود را وارد کنید تا در اولین فرصت با شما تماس گرفته شود:

Free Coaching Session