خاطرات پراکنده یک زن- بخش نخست

(2 بررسی مشتری)

خاطرات پراکنده یک زن، مجموعه داستان‌های کوتاهی است که بانو فرزانه نکواصل طی سال‌های گذشته آن‌ها را به نگارش درآورده است.

شما در حال حاضر یکی از آن مجموعه را پیش روی خود دارید و در راستای انتشار این کتاب در آینده از آن حمایت می‌کنید. این داستان کوتاه مجزا، در آینده همراه با سایر داستان‌های کوتاه نکواصل به صورت کتاب منتشر خواهد. حمایت شما از یک نویسنده، شایسته قدردانی و سپاس است.

فرزانه نکواصل

فرزانه نکواصل، کوچ زندگی و خبرنگار آزاد روزنامه مستقل شرق است که سال‌هاست در حوزه موسیقی پژوهش می‌کند و قلم می‌زند. او چند سال است که نوشتن را به شکل جدی شروع کرده و در حال ساخت مسیری حرفه‌ای در این حوزه است.

35.000 تومان

توضیحات

نوشتن… واژه‌ای آشنا و غریب‌. حسی گنگ و مبهم‌. دور و نزدیک‌. دورِ دور چون خیال و آنقدر نزدیک که بودنش را حس نمی‌کردم‌. قابل ‌لمس و دست‌نیافتنی! مثل بودن درون توده‌ای از ابر که هرگز نمی‌توانی تکه‌ای از آن را در دستانت بگیری و تنها باید زندگی‌اش کنی و من همیشه درون این تودة ابر بوده‌ام‌. نوشتن را زندگی کرده‌ام‌. آن را نفس کشیده‌ام. مدام در حال نوشتن بودم‌. وقتی کتاب می‌خواندم‌. یا وقتی که فکر می‌کردم‌. روی غبار پراکندة اطرافم یا جایی مخفی در اعماق وجودم‌. درست نمی‌دانم‌. تنها می‌دانم که همیشه می‌نوشته‌ام و حالا در تو در توی زندگی و روحم دنبال کلمات پراکنده و گم‌شده‌ام می‌گردم. می‌خواهم بنویسم و این تنها چیزی است که عمیقاً می‌خواهم. صدایی در درونم طنین‌انداز می‌شود‌. نگرد که در چاهی عمیق فرو خواهی رفت و در سیاهی آن  خود را گم خواهی‌ کرد‌. بارها از صدا ترسیدم‌. دست کشیدم از جست‌وجو‌. اما ریسمان ضخیم تنیده شده در جانم مرا می‌کشاند. با خود می‌گویم مگر نه اینکه هر تغییری جسارت روبه‌روشدن با بخشی از وجودمان را می‌خواهد که همیشه از آن پرهیز کرده‌ایم؟ آن هم برای من که مدعی استقبال از تغییر و پذیرش مخاطرات آن هستم‌. پس این ترس و گریز چیست؟ باور دارم هیچ‌چیز در زندگی ما اتفاقی نیست و به ‌سمت هر چیزی که کشیده می‌شویم‌. درون ما زندگی می‌کرده است‌. تنها منتظر ما بوده که صدایش کنیم و جست‌وجویش کنیم. باور دارم که وقتی شاگرد آماده است‌. استاد از راه می‌رسد.

پس می‌خواهم بنویسم. نه! قبلاً نوشته‌ام‌. تنها باید پیدایشان کنم. می‌خواهم کلمات در من و از من جاری شوند‌. زاده شوند و خلق شوند. دردها‌، دغدغه‌ها‌، باورها‌، غصه‌ها و قصه‌هایم.

 

2 دیدگاه برای خاطرات پراکنده یک زن- بخش نخست

  1. مژگان

    بسیار زیبا و روان,از خواندنش لذت میبرم

  2. سحر

    فرزانه جان چقدر دلنشین و زیبا بود.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا می‌دانستید می‌توانید یک جلسهٔ رایگان کوچینگ نویسندگی را تجربه کنید؟

ایمیل خود را وارد کنید تا در اولین فرصت با شما تماس گرفته شود:

Free Coaching Session