در روزهای دشوار بنویسیم یا نه؟
این سوالی است که به ذهنمان میرسد و بین ما و نوشتن فاصله می اندازد.
تا حالا برای شما هم پیشآمده، نوشتن برای شما قفل شود و نتوانید بنویسید؟ آن لحظه چه احساساتی داشتید؟ شما هم فکر کردید فقط زمانی که حالتان خوب است و همه چیز روبراه است باید بنویسید. زمانی که احساس ضعف میکنید، نباید بنویسید و فکر میکنید فقط وقتی قدرت و تسلط بر احساسات دارید، بهتر است بنویسید. میتوان گفت شما تنها نیستید. در ادامه به احتمالاتی که ممکن است در روزهای دشوار ننویسید میپردازیم.
آری شما تنها کسی نیستیدکه نخواهید در این شرایط بنویسید، تنها تفاوت شما و آنهایی که می نویسند در طرز فکرتان است. آنها که می نویسند، طرز فکرشان این است که هر شرایطی باعث رشد آنهاست.
چرا در روزهای دشوار نمینویسیم؟
خلق اثر خوب مستلزم حال خوب نیست. نویسندگانی که درد و شرایط سخت را به زیبایی خلق کردند، اگر نمیخواستند در شرایط سخت بنویسند، شاهکارهایی را در تاریخ ادبیات ثبت نمیکردند. زمانهایی هم ما نمیخواهیم با نوشتن احساساتمان، با آنها مواجه شویم. تصور میکنیم اگر در روزهای دشوار ننویسیم، آسیبپذیری و درد را لمس نمیکنیم اما حقیقت این است که نوشتن، منجر به بهبود سیستم ایمنی بدن و کمک به سلامت جسمی و عاطفی ما میشود و نه تنها حال روان و جسمی ما را بهتر میکند، بلکه نوشتن به ما کمک میکند تا با تجربیات چالشبرانگیز و دردناک روبرو شویم.
با بررسی و پردازش، رهایی و معنا بخشیدن به احساسات پیچیده، در ما انعطافپذیری ایجاد میشود. انعطافپذیری، تابآوری ما را بیشتر می کند. بعضیها کمالگراها میگویند زمانی که حال ما خوب است، بهتر مینویسیم و زمانی که کلمات تلخ به زبان میآیند، روی به نوشتن نمیآورند و ملاکشان، خوب نوشتن در زمان حال خوب است، اما چه بسا آن زمان میتواند نقطه عطف ما شود و نوشته ما غوغا به پا کند و از آنچه تصور میکردیم بهتر شود. در این شرایط بهتر است خود قضاوتی و انتظار زیاد از خودمان را کنار بگذاریم و با خودمان مهربانتر باشیم.
هفت قاعده طلایی ربهکا پیکنز
نویسندهای به نام «ربهکا پیکنز» مقالهای به نام «نوشتن در روزهای سخت» دارد که در آن به این مقوله پرداخته است و بیان می کند: ناگفته نماند که در دوران سخت باید با خودمان مهربان باشیم، ممکن است به جای ۲۰۰۰ کلمه، ۱۰۰ کلمه بنویسیم، اما با دقت به آن ۱۰۰ کلمه نگاه کنید؛ ممکن است بسیار مرتبطتر و حقیقیتر باشد.
به همین ترتیب، کلماتی که مینویسید ممکن است نامرتبط، احساسی یا غیرقابلدرک به نظر برسند، اشکالی ندارد؛ یک روز دیگر به این جملات خام و به ظاهر بیمعنی برگردید و ببینید چه چیزی میتوان از آنها برداشت کنید. هیچزمانی برای نوشتن هدر نمیرود. هر کلمهای که نوشته میشود، بخشی از یک فرایند خلاقانه عظیم است که من وانمود نمیکنم کاملاً آن را میفهمم، فقط میدانم که هر کلمهای که مینویسیم، صفحه یا فصل یا کتاب بعدی ما را شکل میدهد. حتی اگر قصد ما نوشتن در روزهای سخت باشد، ممکن است متوجه شویم که کلمات به ذهنمان نمیرسند. تکنیکهایی وجود دارند که به ما در زمانی که نوشتن قفل میشود، کمک میکند و ما را یاری میکند تا در روزهای دشوار بتوانیم بنویسیم و از نوشتن فاصله نگیریم.
میتوان نتیجه گرفت که اگر طرز فکر رشد داشته باشیم و آگاه باشیم که فقط وقتی حالمان خوب است، خوب نمینویسیم، اتفاقا در زمان درد و روزهای دشوار کلماتمان عمق و معنا پیدا میکنند و تکنیک ها و ابزارها را بدانیم و از آنها استفاده کنیم و نتیجه درخشان آن را مشاهده کنیم و اجازه دهیم احساساتمان به قلم آیند تا دیگران نیز از آن بهره ببرند.
در آخر به هفت تکنیک طلایی که ربهکا پیکنز از آنها به نام «نکاتی برای امتحان کردن» یاد می کند، بیان میکنیم.
۱. عوضش کنید
برای برخی از نویسندگان، روزهای سخت زمان مناسبی برای شروع چیزی جدید است. اگر در حال نوشتن یک کتاب خندهدار بودهاید که ناگهان بیربط به نظر میرسد، چیزی غمگین، عاشقانه یا حتی ترسناک بنویسید. پروژههای جدید به ما اجازه میدهند که احساسات، دیدگاهها و نگرانیها را از طریق یک لنز متفاوت پردازش کنیم، که بهنوبه خود به ما کمک میکند تا بینش و درک جدیدی به دست آوریم.
۲.توقعاتتان را پایین بیاورید
واقعاً اشکالی ندارد که هرچیزی بنویسید، هدف این است که چیزی بنویسید، هر چیزی، فقط برای اینکه ببینید چه چیزی را کشف میکنید.
۳.نامرتب بنویسید
جملات کامل را فراموش کنید. علائم نگارشی؟ چه اهمیتی دارد. هر چه در دلتان است بنویسید و اگر میخواهید روز دیگری آن را مرتب کنید.
۴.منتقد درونی خود را دور کنید
به او بگویید که هفته سختی را پشت سر گذاشتهاید و بگویید چه چیزی برای شما بهتر است، با این کار از شما فاصله میگیرد..
۵. بگذارید شخصیت اصلی داستانتان آن را مدیریت کند
(این نکته مورد علاقه من است) احساساتی مختلف و متنوعی که تجربه میکنید در واقع هدایایی برای بخشیدن به شخصیتهای داستانتان هستند. آیا این فرصتی برای ارائه لایههای جدیدی از پیچیدگی است که شخصیتهای شما را روی صفحه زنده میکند؟
۶. در موردش صحبت کنید
گاهی اوقات، قبل از شروع نوشتن، صحبت کردن با فرد مناسب در مورد افکاری که در حال پردازش آنها هستید، تأثیر سازماندهندهای دارد. شنیدن افکار و احساسات خودتان با صدای بلند میتواند فاصله کافی را برای نوشتن خلاقانه در مورد آنها فراهم کند.
۷. نوشتن را متوقف کنید
به خودتان بگویید چه زمانی به میزتان برمیگردید و سپس به سراغ چیز دیگری بروید. اگر هرگز نمیرقصید، برقصید! اگر نقاشی نمیکشید، امتحانش کنید! فعالیت جدید دسترسی به بخشهای مختلف مغز ما را فراهم میکنید.
امیدوارم این مقاله و تکنیک ها برای شما مفید باشد و از تکنیک ها استفاده کنید و نتیجه را با ما در میان بگذارید.
منبع: ربکا پیکنز
نویسنده و مترجم: کعبه میرهاشمی



