نوشتن از هنرهای تجسمی در اکوسیستم هنر ایران و جهان چه جایگاهی دارد؟
هنرهای تجسمی بهطور کلی در مقابل هنرهایی مانند فیلم و سینما مخاطب زیادی در بین اقشار مردم ندارد زیرا در جهان امروزه هنرهای تجسمی محض یا هنرهای زیبا (fine art)، در مقابل هنرهای تزئینی (decorative) مورد توجه قشرهای خاصی است. این سیاست بهویژه از نیمهٔ دوم قرن بیستم و با ترویج زیباییشناسی زشتی و رواج هنرهای مفهومی بین قشر هنرمند و عموم مردم بیش از پیش فاصله ایجاد کرده است. هنرهای تجسمی محض در ایران و جهان مخاطبان زیادی ندارد و برای قشرهای خاصی تولید و عرضه میشود و بههمین ترتیب هم نوشتن از هنرهای تجسمی بهویژه در ایران که رسانههای مکتوب قدرتمندی در این عرصه وجود ندارد، جایگاه بالایی ندارد.

آیا نوشتن از هنرهای تجسمی در ایران یک شغل محسوب میشود و اگر بله یا خیر، آن را در مقایسه با همگنان خود در جهان چگونه نگاه و ارزیابی میکنید؟
خیر، یک شغل محسوب نمیشود زیرا همانطور که پیشتر هم به آن اشاره شد، بنگاههای اقتصادی زیادی در زمینهٔ خود هنرهای تجسمی مشغول به کار نیستند و بهتبع آن نویسندگانی و علاقهمندان به این حوزه هم چشماندازی در پرداختن به این حوزه نمیبینند، آنچه باعث میشود اندک افرادی در این حوزه فعال باشند، ذوق و علاقهٔ شخصی و بدون چشمداشت به این حوزهها یا ایجاد ارتباط با سایر همکاران و هنرمندان این حوزه است.
سازوکار اقتصاد نوشتن از هنر چطور باید باشد و نویسندگان ما چطور امرار معاش می کنند؟
برای ایجاد سازوکاری در حوزهٔ اقتصاد نوشتن، به حداقلهایی در حوزهٔ اقتصاد هنر نیاز است. حوزهٔ فرهنگ و هنرهای تجسمی اگر بهلحاظ اقتصادی رونق داشته باشند، حوزههای مرتبط با آن، مثل نوشتن از هنرهای تجسمی هم رونق میگیرد. و البته که حوزهٔ اقتصادی مرتبط با هنرهای تجسمی هم منوط به اقتصاد کلان یک کشور است. کشوری که قشر بهاصطلاح متوسط آن هم درحال لاغر شدن و کوچک کردن سبد خرید فرهنگی خود هستند، بهندرت حاضر میشوند برای اصل آثار هنری هزینه کنند و کمرونق شدن اقتصاد هنر، امکان توسعهٔ اقتصادی در این حوزه و محدوده های وابسته به آن را فراهم نمیکند.
آیا همانقدر که برای جایگاه هنرمند، گالری دار و حتی دیلر و مجموعهدار در اکوسیستم هنر سهمی و نقشی قائل هستیم، برای نویسندگان هنرهای تجسمی هم چنین جایگاه و نقشی در نظر گرفته میشود؟
خیر، جایگاه نویسنده در کل فرهنگ و هنر ما،جایگاهی ثانویه است. زیرا اصولاً فرهنگ و گفتگوهای ما، ایرانیان بهلحاظ تاریخی تمایل بیشتری به گفتگوهای شفاهی دارد. در دورههایی که مطبوعات رونق خوبی داشته، نویسندگان هم جایگاهی برای ارائه نظرات خود داشتهاند اما در این سالها با وضعیت بد روزنامهنگاری و تضعیف موقعیت مطبوعات، این عرصه هم نمیتواند از نویسندگان پشتیبانی کند. سایتهای هنری خصوصی هم امکان تزریق مالی به این حوزه را ندارد. در نتیجه نویسندگان صرفاً یا در مقدمهٔ بروشورها، یا در نقد در فضای شبکههای اجتماعی بهشکل کوتاه و دلنوشتی دست به انتشار نوشتههای خود میزنند و بهندرت سمت یا شغلی برای این دسته از نویسندگان در نظر گرفته میشود.
آیا در باب نوشتن از هنرهای تجسمی و تولید محتوا پیرامون آن، چه در مقام منتقد و ریویو نویسی، و چه در مقام استیتمنت نویس، کتاب ساز، و گفت وگو کننده و غیره … آیا حق الزحمه باید تعریف شود؟ آیا این شغل سفارش پذیر است؟
در مقام نظر بله، اما در مقام عمل تعداد بسیار معدودی که جایگاه خود را بهعنوان نویسندهٔ هنر در بازار نشر تثبیت کرده باشند میتوانند از این راه، درآمدی داشته باشند. حوزهٔ کتاب تا حدی متفاوت است زیرا قدرت کتاب نسبت به نوشتهها یا بهعبارتی محتواهای شبکههای اجتماعی بسیار بیشتر است. تعداد افرادی که بیانیهٔ نمایشگاه یا نقد نمایشگاه و آثار هنری را مینویسند انگشتشمار است، البته اگر دانشجویان و جوانانی را بر حسب ذوق و شوق جوانی در ابتدای راه مینویسند را کنار بگذاریم. ذوق دانشجویان و جوانان برای انجام کارهای این چنینی زیاد است اما بهعلت نبود پشتوانههای اقتصادی و نبود آتیه برای این رشته این استعدادها به هرز میروند. امکان سفارش برای چنین کارهایی در دو صورت وجود دارد: یکی برای استفاده از نام نویسندهای که جایگاه خود را در حوزهٔ هنر تثبیت کرده یا سفارشهایی که بین دوستان ردوبدل میشود بهطور کلی سنتی برای این کار وجود ندارد، از یک سو فرهنگ نوشتاری در بین هنرمندان ضعیف است و از سوی دیگر هنرهای تجسمی معاصر هنوز در این ایران نوجوانی است که رویههای قدرتمندی در آن وجود ندارد. بیانیه نویسی نهایتاً دو دهه است که در مسیرهای هنری جایی برای خود باز کرده است و معمولاً این خود هنرمند است که بیانیهٔ خود را مینویسد یا یکی از دوستانش این کار را تقبل میکند.
الان حوزههایی مثل نقد کتاب یا نقد فیلم در فضای مجازی بسیار پرطرفدار است و نشرها و چهرهها برایش بهشکل فردی و سازمانی مطلب و محتوا تهیه میکنند اما حوزهٔ تجسمی در مقایسه بسیار کمتوان و ضعیف است و یکی دیگر از علتهای آن هم این است که نوشتن در دانشگاههای ما جزئی از واحدهای درسی در نظر گرفته نمیشود.
آیا از نظر شما دریافت حق الزحمه بابت نوشتن، با نقد و نظر مستقل در هنرهای تجسمی در تضاد است؟
میتواند نباشد، اگر موسسات مستقل در این حوزه فعالیت داشته باشند و به منتقدان و بیانیهنویسان و یادداشتنویسان این حوزه حقالزحمه پرداخت کنند، منتقد و یادداشتنویس میتواند بهطور آزاد و در چهارچوب ضوابط اخلاقی و انتشاراتی، بهشکل حرفهای به وظیفه خود عمل کند و از هنر خوب پشتیبانی کند و هنر ضعیف را به چالش بکشد.
خلاصه این گفتگو در شماره ۳۲ نشریه تجربه به چاپ رسیده است.
شاید این مقاله هم برای شما جالب باشد:



