آرام باش و بنویس!

نوشتن: شاه‌کلید رسیدن به آرامش

این یک واقعیت است که همه می‌خواهند به آرامش برسند، اما فقط دنبال آن می‌گردند و به این نکته توجه نمی‌کنند که چرا این روزها رسیدن به آرامش دست نیافتنی شده؟ زیرا در شبکه‌های مجازی و یا روزمرگی سرگرم می‌شوند و از واقعیت‌های زندگی فرار می‌کنند و این باعث کاهش تمرکز و توجه می‌شود.
اگر توجه و تمرکز ما روی هدفمان باشد، راه آن را نیز پیدا می‌کنیم. ما به هرچیزی که بخواهیم برسیم راهی دارد و راهیابی به آن راه، مستلزم آگاهی است. آگاهی از اینکه چگونه آن راه را پیدا کنیم؟ و چطور آن را طی کنیم؟ بعضی‌ها فکر می‌کنند آرامش یک کلید گمشده دارد و اگر آن کلید را بیابند، می‌توانند درهای رسیدن به آرامش را بگشایند. اما نمی‌دانند آن کلید گمشده، شاه کلیدی است درون خود آنها و با آن تمام درها به رویشان باز می‌شود، فقط کافیست که آن را طلب کنند.
در مسیر یافتن شاه کلید آرامش، راه‌های مختلفی وجود دارد. شاید هم وجود دارد. شاید هم سرگرمی‌های مقطعی راه حل بعضی‌ها باشد. اما بهترین راه را تبدیل فرار کردن از افکار به رها کردن افکار می‌توان برشمرد. اگر فرار کردن را انتخاب کنیم بعد از مدتی دوباره آن افکار برمی‌گردد اما رها کردن، ذهن ما را آزاد می‌کند و بعد از آن آرامش جای نشخوار فکری را می‌گیرد.

آرامش با نوشتن

راه‌های رسیدن به آرامش را می‌توان یوگا، مدیتیشن و قدم زدن دانست و علاوه بر این‌ها یک شاه کلید وجود دارد به نام «نوشتن» نوشتن به آدم‌ها این فرصت را می‌دهد که در میان دنیای ماشینی و عصر دیجیتال پر از تنش‌ها و فشارها که منجر به استرس و اضطراب می‌شود، بتواند به آرامش برسد. در اینجا شاید این سوال پیش می‌آید که برای رسیدن به آرامش فقط پیدا کردن شاه کلید کافیست؟ برای اینکه به نتیجه درست برسیم: مرحله اول آگاهی است. آگاهی از اینکه ما از آرامش چه تعریفی داریم. می‌توان گفت: زندگی که در آن رهایی و هماهنگی و توازن وجود دارد، به آرامش منتهی می‌شود. آرامش ذهن و روان و صلح درونی. پس ما وقتی یاد گرفتیم چگونه به صلح درونی برسیم، به آرامش رسیدیم. و اینجاست که نوشتن ابزاری می‌شود برای رسیدن به هدف ما.

رابطه نوشتن و آرامش

نوشتن تنها یک راهکار نیست، بلکه پایه اصلی و مهمترین اقدام برای رسیدن به آرامش است. نوشتن باعث می‌شود که ما بتوانیم افکار و تنش‌ها و نگرانی‌هایمان را ابراز کنیم. با این کار دو اتفاق می‌افتد؛  یکی اینکه از نشخوار فکری رها می‌شویم و دوم وقتی که فکری را می‌نویسیم به شکل صورت مسئله می‌شود و پیرو آن راهکار، خودش نمایان می‌شود. و آن افکاری که مانع آرامش ذهن ما شده حل و آزاد می‌شود. بدین صورت یک رابطه عمیق بین افکار و نوشتن به وجود می‌آید و افکار با نوشتن روان می‌شود، گویی کسی تو را می‌شنود و آن شنونده، خودت هستی و می‌توان گفت: در رابطه با خودت نیز کمک می‌کند. از نظر سلامتی روان نیز این رابطه عمیق و معنادار است چون به آن نیز کمک می‌کند و این امر باعث تداوم رابطه سالم و پایدار می‌شود.
تاثیر نوشتن در آرامش تجربه‌ای است که یکبار تجربه کنیم، می‌خواهیم بارها و بارها تجربه کنیم. مثلا وقتی جریانی ذهن ما را مشوش کرده، آن را می‌نویسیم و از ذهن ما رها می‌شود و همچنین از احساسمان می نویسیم و با نوشتن با آنها روبرو می‌شویم و مشاهده می‌کنیم و آن زمان به آرامش می‌رسیم و نیز هر زمان آن را می‌خوانیم، به یاد می‌آوریم که دیگر آن اشتباه را تکرار نکنیم.

موانعی ممکن است برای نوشتن داشته باشیم مانند: ترس از نوشتن، ترس مواجه شدن با احساسات، وابستگی به نشخوار فکری و عادت به کمالگرایی. اما خبر خوش این است که راه‌هایی برای عبور از این موانع نیز با نوشتن میسر می‌شود. شکستن عادت‌ها با نوشتن اولین کلمه شروع می‌شود. اولین کلمه که جاری شود غوغا به پا می‌شود. برای ترس از نوشتن، هرچه به ذهنتان رسید بنویسید بدون قضاوت و خودسرزنش‌گری و بی‌مهابا بنویسید بعد از آن می‌بینید که شروع کردید به شنیدن صدای درونتان و مواجه شدن با احساستان را به جای فرار از افکارتان و یا سرکوب احساستان قرار می‌دهید.
شایان ذکر است که از نتیجه شگفت‌زده می‌شوید که چه آرامشی در وجودتان حس می‌کنید.

تمرین‌های کوچک با تاثیرهای بزرگ

– هر روز یک زمان را به خودتان اختصاص دهید و چند دقیقه به احساساتتان توجه کنید و بگذارید در نوشتن جریان پیدا کنند.
– جملات تاکیدی الهام بخش بنویسید و روی جایی بچسبانید که همیشه ببینید و تکرار کنید.
– زمانی که مضطرب شدید از اتفاقی و چالشی، آن را بنویسید و همچنین هر حسی که به وجود آمده و هرجه به ذهنتان می‌آید.
– افکارتان را قبل از خواب بنویسید، برای اینکه خوابی با ارامش داشته باشید. هر فکری که نگران و مضطربتان کرده؛ یک لیست از کارهای فردا و برنامه ریزی برای آنها. نوشتن باعث می‌شود که ذهنتان آرام بگیرد و نگران فردا نباشید و با آرامش بخوابید.

نتیجه گیری: پس از این لحظه به بعد یک دفترچه یادداشت تهیه کنید و همراه خود داشته باشید و تمرین‌ها را انجام دهید و اگر تمایل داشتید نتایج را با ما به اشتراک بگذارید.

نویسنده: کعبه میرهاشمی

3 پاسخ

  1. اول از همه چقدر خوبه که می‌نویسی.
    دوم اینکه نقدی دارم؛ یک جمله را در یک معنی و ساختار متفاوت تکرار نکن. کوتاه بنویس و مختصر. جان کلام را به خواننده بده.
    و آخر اینکه به بدیهیات نپرداز. اگر قصد داری خواننده به نوشته‌ات اطمینان کند باید تحقیق بیشتری در مورد موضوع کنی و منبع تحقیق را با ذکر موارد مهم آن بیاوری.
    موفق باشی.

  2. برای شما سلامتی و شادی جسم و جان آرزو می‌کنم🌴 که در تمام این نوشتار، برای مخاطب از دل خواستید🌿

پاسخ دادن به مصطفی کمره‌ای لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا می‌دانستید می‌توانید یک جلسهٔ رایگان کوچینگ نویسندگی را تجربه کنید؟

ایمیل خود را وارد کنید تا در اولین فرصت با شما تماس گرفته شود:

Free Coaching Session